تبليغاتX
سرود رهایی

سرود رهایی

رمز و رازهایی از نماز

پاسخ استاد(***)

تو مگو مارا بدان شه بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست



یکی از اشکالات افرادی که نماز نمی خوانند اين است

 

«وقتي ما در ميان نمازخوان ها افرادي را مي بينيم كه اهل انواع گناهان هستند

ديگر دلمان نمي خواهد نماز بخوانيم»

 

پاسخ اينان نيز واضح است زيرا اولاً تعداد خلاف كاران و اهل معصيت در ميان

بي‌نمازان بسيار بيشتر از نماز خوانان گهنكار است پس شما بايد كلاً از ميان

انسان‌ها خارج شده و در جنگل زندگي كنيد چون هر جا كه باشيد

خلاف كار هست.

 

ثانياً :

در مورد همه‌ي اصناف بايد به اين اعتقاد خود پايبند باشيد، براي مثال اگر

در ميان رانندگان افراد متخلف وجود دارد ديگر شما حق نداريد رانندگي كنيد ،

اگر در ميان مسافران تاكسي افراد متخلف زيادند شما حق نداريد سوار

تاكسي شويد، اگر در ميان كاسبان ، كارمندان، دانشجويان، معلمان و....

افراد گنه‌كار زياد است شما نبايد داخل در هيچ كدام از اين گروه‌ها شويد.

پس نتيجه همان شد كه گفتيم، بايد در جنگل زندگي كنيد و ياد در كوه و بيابان!

چرا اين چنين نمي‌كنيد ؟ !معلوم است كه اين سخن نيز بهانه‌اي بيش نيست

همين سخن در مورد بعضي از بدحجاب‌ها كه چنين بهانه‌هايي مي‌آورند

نيز صادق است.كافي است اندكي وجدان خود را قاضي كنيم.

 

 

امام صادق عليه السلام : شفا عتنا لا تنال مستخفا بصلاته

شفاعت ما (اهل بيت) شامل كسي كه نمازش را خفيف بشمارد نمي‌شود.


( بحارالانوار، ج 79 ، ص 227)

 


+ نوشته شده دردوشنبه 1391/02/11ساعت 5:52 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

سخن استاد - اولین سوال




سالی سرشار از الطاف خداوندی برای همه دوستان آرزو می کنم


روز موعود فرا رسيد و همه عازم پادگان شديم و آن روز قرار بود سربازان تازه وارد، تقسيم شوند : افسري كه مامور تقسيم نيروها بود گفت: آنها كه مدرك ليسانس و بالاتر دارند سمت راست و بقيه سمت چپ بايستند.

وضعيت ديگران چنگي به دل نمي زد. كارهاي پيش و پاافتاده و گاه سخت‌تر نصيب آنها شد و ليسانسه‌ها و فوق ليسانس‌ها به كارهاي دفتري و راحت‌تري ارجاع شدند.

استاد پس از ذكر مثال فوق گفت: بچه ها اولين معيار تقسيم انسان‌ها در روز قيامت و در روزي كه همه‌ي انسان ها در صحراي محشر گرد هم آمده‌اند نماز است آن روز نيز مي گويند: «نماز خوان ها يك طرف و بي نمازها در طرف ديگر بايستند: بي نمازها فعلاً به جهنم بروند تا جايگاه دقيق آنها بعداً مشخص شود و نمازخوان‌ها نيز براي روشن شدن تكليف و رسيدگي به وضعيت نماز و ديگر اعمال زشت و زيبايشان، منتظر برپايي محكمه‌ي عدل باشند» بله دوستان، براساس روايات  نماز اولين چيزي است كه به آن رسيدگي مي‌شود: اگر نماز كسي پذيرفته نشد يا كساني كه اصلاً نماز نمي‌خواندند به آتش دوزخ افكنده شده و ...

از اولين سؤال بترسيم و خود را براي پاسخ گويي آن آماده سازيم.!



 

آیا می دانید؟!


 رسول الله صلي الله عليه و آله فرموده اند:

هنگام فرا رسيدن وقت هر نماز مي‌شنوم كه فرشته‌اي ندا مي‌دهد: اي بني آدم ، برخيزيد و با خواندن نماز  آتشي را كه بر اثر گناهان برگرده خويش روشن ساخته‌ايد خاموش سازيد.(بحارالانوار ج :79 ص 224)


+ نوشته شده دردوشنبه 1391/01/14ساعت 4:25 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

شرط ورود به ....

استاد اندكي مكث كرد و صحبت‌هاي بچه هارا شنيد و بعد ادامه داد:

برخي از آدم‌ها مي گويند: وقتي كارهاي ديگر يك انسان خوب باشد ديگر نماز هم نخواند ايرادي ندارد. پاسخ اين آدم‌ها نيز اين است: اولاً همان گونه كه بدن انسان به همه ي ويتامين ‌هاي ديگر نياز دارد و با خوردن يك ويتامين از ويتامين ‌هاي ديگر بي‌نياز نمي شود كارهاي خوب ديگر نيز نمي توانند جاي نماز را پر كرده و اثر آن را داشته باشند.

ثانياً نماز مانند آن داروي اصلي است كه دكتر براي درمان مريض داده و بقيه داروهايي كه در نسخه نوشته داروهاي كمكي و تقويتي‌اند.

بديهي است اگر كسي داروي اصلي را مصرف نكند و فقط ويتامين‌ها را بخورد، بيماري او درمان نخواهد شد و چه بسا بدتر نيز بشود بر اساس روايات اگر نماز مورد قبول واقع نشود بقيه اعمال انسان نيز مورد قبول واقع نخواهد شد.

درست مانند آن كه به كسي بگويند شرط استخدام تو داشتن كارت پايان خدمت است و يا شرط ورود به دانشگاه داشتن مدرك ديپلم و يا قبولي در كنكور است و بدون اين مدرك، وجود توانمندي‌هاي ديگر در انسان براي او سودي نخواهد داشت.

يادمان باشد هيچ كار خيري جاي نماز را نمي‌گيرد.





آیا می دانستید؟!


 

رسول الله صلي الله عليه و آله فرموده اند:

«لايزال الشيطان يرعب من بني آدم ما حافظ علي لصلوات الخمس فاذا ضيعهن يجتري عليه و أوقعه في العظائم »


أ  (جامع الا خبار  ص 74)

 

شيطان دائما از بني آدم در هراس است‌:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مادامي كه مراقب نمازهاي پنج‌گانه مي‌باشد : هرگاه او نماز هايش را ضايع سازد شيطان بر او جرأت يافته و او را در گناهان بزرگ گرفتار مي‌سازد.

 



   


+ نوشته شده درچهارشنبه 1390/12/17ساعت 8:57 قبل از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

ستون را که نمی خوانند!

و اما معنی خواندن نماز؛ برای همه نمازخوان ها روشن است

اگر چه همین خواندن (36 جمله)نماز برای خیلی ها سنگینه!

و برخی ها هم عادت کردیم یه نماز رباتی بخونیم!!

در آیات قرآن که مستقیما واژه صلات و مشتقات آن آمده حدود 67 بار از واژه اقامه استفاده شده و اتفاقا

جاهایی که صرف نمازخواندن آمده اشاره به گروههایی دارد که مورد نکوهش خدا قرار گرفته اند!

واما اقامه نماز كه در آيات فراواني از قران به آن دستور داده شده است به عبارتي نهادينه نمودن نماز

در زندگي است به گونه اي كه پشتوانه همه امور انسان در زندگي نماز باشد اقامه معاني مختلفي دارد :


1-اقامه به معناي ايستاندن و استوار ساختن چيزي مي باشد مثلا : اگردست كسي كه بر زمين خورده است را بگيري واو را برروي پاي خود بايستاني به اين عمل اقامه گويند پس زماني انسان مي تواند اقامه كننده نماز در جامعه باشد كه با هر آنچه ضد نماز است مبارزه نمايد بايد طاغوت و ظلم و فساد را بر زمين زد تا نمازي كه افتاده است دومرتبه بر روي پاي خود بايستد لذا ما فقط در زيارت هاي ائمه معصومين اين جمله را گواهي مي دهيم كه شما هستيد آن كساني كه نماز را به معني حقيقي كلمه به پا داشتند اشهد انك قد اقمت الصلوه و... البته بايد گفت اقامه نماز نسبي است و هر انسان صالحي مي تواند به سهم خود اقامه كننده باشد لكن حقيقت اقامه به معني كامل حتي در دولت كريمه براي اهلبيت مي باشد اين امام حسين است كه با نثار خون قلب خود و بهترين عزيزانش در راه خدا آن هنگام كه نمازحقيقي مرده است وبدعتها آشكار شده نماز را دوباره زنده مي نمايد واين است معناي حقيقي اقامه نمازهر چند از لحاظ شكل ظاهري نماز ظهر امام حسين در روز عاشورا كه نماز خوف بوده بسيار مختصرتر از نماز طولاني ديگران مي باشد

2-به مداومت بر نماز و انجام آن به نحو كامل نيز اقامه نماز گفته شده است كه مسلم است نماز كامل نمازي است كه با اعتقاد به اصول دين صحيح و انجام همه شرايط آن انجام گيرد وبه مداومت نماز با عدم رعايت شرايط آن اقامه گفته نمي شود.

سخن آخر: رسول خدا نماز را ستون دین می داند و ستون خواندنی نیست

ستون در یک ساختمان چه نقشی دارد؟

آیا صرف خواندن نماز می تواند آثار آن را زندگی ما متجلی و بارور سازد؟؟!!!


+ نوشته شده درشنبه 1390/11/29ساعت 2:5 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

اميد بخش ترين آيه قرآن

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پایين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48


امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من مي خواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه110


امام فرمود خوبست ولى آن چه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقت‏ خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53


فرمود خوبست ام ا آنچه مى خواهم نيست !

بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد)سوره آل عمران آیه135


باز امام فرمود خوبست ولى آن چه مى خواهم نيست .

در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم .

امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود:

اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين (و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا دار و نيز در ساعات آغازين شب، كه البته حسنات و نكوكاريها، سيّئات و بدكاريها را نابود مى‏سازد، اين يادآوريى است براى اهل ذكر و پندى بر مردم آگاه است.) (114) سوره هود آیه 118

و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمى‏ خيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى ‏ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى ‏شود از نمازش كنار نمى ‏رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمى ‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى ‏شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنج گانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آن ها واقع باشد، حال چه گونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنج گانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.‏


+ نوشته شده دریکشنبه 1390/10/11ساعت 2:13 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

حواست چرا پرته!!


خیلی دوست دارم نمازم را با حضور قلب بخونم،

اما هر کاری می کنم نمیشه! می تونید کمکم کنید؟

اگر تو هم مثل من این سوال برات تبدیل به یه دغدغه فکری شده، پس این نکات رو بخون شاید کمکمون کنه برای حل این مشکل.

براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، امور ذیل را دقیقا توصیه مى كنیم:

1- بدست آوردن آنچنان معرفتى كه دنیا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

2- توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا كند كه مشغله هاى مشوش و پراكنده را كم كند به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.

3- انتخاب محل و مكان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است و همچنین در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آیینه و عكس و مانند اینها، به همین دلیل مساجد مسلمین هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.

4- پرهیز از گناه نیز عامل مؤ ثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد و از حضور قلب مى كاهد.

5- آشنایى با معنى نماز و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل مؤ ثر دیگرى است.

6- انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز كمك مؤثرى به این امر مى كند.

7-از همه اینها گذشته این كار، مانند هر كار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پیگیرى دارد، بسیار مى شود كه در آغاز انسان در تمام نماز یك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پیدا مى كند، اما با ادامه این كار و پیگیرى و تداوم آنچنان قدرت نفس پیدا مى كند كه مى تواند به هنگام نماز دریچه هاى فكر خود را بر غیر معبود مطلقا ببندد.

برگرفته از تفسیر نمونه - تالیف آیت الله مکارم شیرازی




+ نوشته شده درچهارشنبه 1390/09/02ساعت 5:9 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الأئمة علیهم السلام
عید غدیر روز عهد معهود و میثاق ماخوذ مبارک

 
وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَی النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یذْهِبْنَ السَّیئَاتِ
ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ «114سوره هود»

در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند!

************

در تـفـسـیـر آیـه حـدیـث زیبایی از امام عـلى (عـلیـه السـلام ) بـه ایـن مـضـمـون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود:
به نظر شما امید بخشترین آیه قـرآن کـدام آیـه است ؟

گفتند:آیه «ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمـن یـشـاء »

(آیه 48 سوره نساء)

(خـداونـد هـرگـز شـرک را نـمـى بـخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد).
امـام فـرمـود: خـوب اسـت ، ولى آنـچـه مـن مـیـخـواهـم نـیـسـت ،

بـعـضـى گـفـتـنـد: آیـه «و مـن یـعـمـل سـوء او یـظـلم نـفـسـه ثـم یـسـتـغـفـر الله یـجـد الله غـفـورا رحـیـمـا » (آیه 110سوره نساء)

(هـر کـس عـمـل زشـتـى انـجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت )

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .

بعضى دیگر گفتند :آیه «قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله »(آیه53 سوره زمر)

(اى بندگان من که اسراف بر خویشتن کرده اید از رحمت خدا مایوس نشوید)

فرمود :خوبست اما آنچه مى خواهم نیست !
بـعـضـى دیگر گفتند :آیه «و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله»

(آیه135 سوره آل عمران)

(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انـجـام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش ‍ آمرزش مى طـلبـنـد و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)

باز امام فرمود :خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست .
در ایـن هـنـگـام مـردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم .


امـام علی علیه السلام فرمود: از حبیب خودم رسولخدا شنیدم که فرمود:امید بخشترین آیه قرآن این آیه است .

«و اقـم الصـلوة طـرفـى النـهـار و زلفـا مـن اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین »

البـتـه در تفسیر آیه 48 سوره نساء گفته شده در حدیث دیگرى آمده است که امید بـخـشترین آیه قرآن : آیه (ان الله لا یغفران یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء) مى باشد.

برگرفته از تفسیر نمونه

**************

خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.


+ نوشته شده درسه شنبه 1390/08/24ساعت 8:41 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

امیردلت کیست؟!

تکبیر یعنی بزرگداشت، نه بزرگ پنداشتن و انگاشتن. بزرگ دیدن. درک بزرگی آنی که او را به بزرگی یاد می‎کنی. بزرگ دیدنی که کوچک‎بینی خود را در پی داشته باشد.

یافتن بزرگی دیگری یا به کوچک دیدن خویش است یا دیدن بزرگی او. خوشا به حال فردی که هم حقارت خویش را ببیند هم بزگی خالق را.

دل آینه‎ای است که هرچه در آن نقش ببندد را گاه بندگی به تماشا می‎گذارد. اگر نسیم مهر عطوفت خداوندی دلمان را برد، بنده اوییم اما اگر دلمان پشت ترافیک لذت‎طلبی ماند، باد هوی ریشه محبت خدا را از دلهامان خواهد کند.

شده به خودمان هم مثل نگاهمان به دیگران از بالا بنگریم؟ آنقدر بالا که دیگر اثری از من و ما نباشد. آنجا که اینقدر سعود کرده‎ایم که اثری از من و ما نیست آنجا خداست. چرا یکبار خدا را از دریچه محبت خودش نمی‎بینیم؟! تا که می‎خواهیم خدای عالم را قد چارچوب دلمان بنگریم؟! کاش لااقل از کنار پنجره عشق نگاهی به خدا می‎انداختیم. شاید اینگونه بهتر می‎شد قامت رشید عطوفت خدا را دید.

چگونه بزرگ می‎پندارد خدا را کسی که خدای دلش هوای نفس و جاذبه‎های حیوانی است و سر در آخور دنیابینی دارد؟! چگونه به خدا ایمان دارد آنی که پرونده ایمانش پیوست حساب‎های بانکی اوست و ارتعاشات دلش به لزره نوسانات دلار و یورو پیوسته؟!

تکبیر یعنی خدایی جز خدا امیر دل آدمی نباشد که انسان او را دارای ارزشِ دل‎سپاری بداند. یعنی آدمی خود را در قبضه قدرت خالق ببیند و این ناممکن است مادامی که افق نگاه آدمی خویشتن است. اگر از میان راه خویش برخواستیم و افق نگاهمان را به دوردست‎ها آنجایی که لطف خدا طلوع می‎کند دوختیم تازه در آغاز راهی قرار گرفته‎ایم که پایانش درک عمیق معنای بزرگ تکبیر است.

منبع: www.qahramani.com
+ نوشته شده دردوشنبه 1390/08/16ساعت 0:34 قبل از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

متفاوت بیندیشیم اصولی عمل کنیم!

 

غیبت شخصی که نماز نمی خونه!!!

معني غيبت رو مي دونيم كه همون سخن گفتن پشت سر دیگرانه به گونه ای که غیبت شونده راضی

و خشنوداز حرفايي كه در باره ش گفتيم نباشه.

البته هر سخني پشت سر ديگري اسمش غيبت نيست مگه اين چند نكته رو به همراه داشته باشه،

مثلا:

۱. فردی که از او غیبت میشه در جمع حاضر نباشه.
۲. این سخن عیب و نقص  فرد غايب محسوب بشه.
۳. عیبي رو كه از فرد غايب ميگيم از عیب هاي پنهانش باشه.
۴.شخص غايب اگه حرف و يا صفتي رو كه در باره ش گفتيم ناخوش داشته باشه
۵. غيبت كننده  قصدش بدگويي و كاستن شخص غايب باشه
.(1)


در تحقق شرط دوم، دو حالت ممکنه وجود داشته باشه:
به عنوان مثال شخصی که نماز نمی خونه رو در نظر بگیرید

این شخص ممکن است دو حالت داشته باشه :

 الف. فردی که نماز نمی خونه، نسبت به کردار خودش هیچ نگرانی نداره و هر از گاهی به دیگران نیز راه خودش رو توصیه می کنه (و به اصطلاح فقهی متجاهر به فسق است و در بین مردم خود را به این صفت معرفی می نماید. (شخصي رو در نظر بگيريم كه خودشو مسلمون مي دونه! ولي علنا ميگه من اهل نماز نيستم و به اين چيزا اعتقادي هم ندارم.!!


از پیامبر اکرم (ص) روايت شده: "من اتقی جلباب الحیاء فی وجهه فلاغیبة له"؛ کسی که پرده حیا و شرم را از روی خود کنار زند غیبتش حرام نیست.(2)

از مفهوم این روایت می تونيم بگيم که اگه فردی به زشتی ها افتخار می کنه و و حرمت ها رو از بين برده ،در حقيقت حرمت و شخصیت خودشو از بین برده و با این رفتارخودش اجازه ي بدگويي رو تلويحا و غير مستقيم به دست ديگران داده. (يه جورايي بهونه داده دست مردم كه ازش بد بگن و بگن فلاني كه بابا اهل نماز نيست)


ب. اما گاهی افرادي نماز نمی خونن، ولی خودشون در باطن وضمير پنهانشون و پيش وجدانشون از نماز نخوندنشون ناراحت و شرمنده و خجل اند، و نمی خوان آبروشون پيش مردم بره و هميشه دنبال جبرانن ودوست دارن نماز بخونن، با اين فرض ديگه  غیبت چنين فردي روا نیست و حتی ممکنه غیبت چنین افرادی رو– به خاطر لجبازی و غرور - مجبور به ترک نماز بكنه. و ما هم ندونسته گناهكاربشيم .


يه نكته هم در مورد شرط پنجم ، در در موارد زيادي بيان عیب فرد (غیبت) به قصد بدگويي و كاستن شأن و موقعيت شخص نباشه، بلکه به خاطرهدایت فرد به مسیر خیر و صلاح باشه؛ مانند شورای پزشکی که در مورد بیماری یا عیوب مخفی یک فرد گفت و گو می کنن تا بتونن يه راهی جهت بهبود وضعیت جسمانی شخص بیمار پيدا كنن، در نتیجه با وجود چنین شرطی ما مجوز برای غیبت در احکام شرعی داریم.

پس يه بار ديگه تكرار مي كنم  گرچه غیبت از گناهان بزرگ اخلاقی و اجتماعی به شمار مياد و وموجب تخريب فردو بی سامانی های خطرناکی در جامعه ميشه ،ولي در مواردي(خيلي اندك) که پای مصلحت و خیر فرد يا اجتماع در میان باشه وبه دنبالش هدفی مشروع و عقلایی وجود داشته باشه که نابساماني هاي بزرگ اجتماعي را جبران كنه، ویا مفسده نداشته باشه، به لحاظ شرعی غيبت جايزه. (حضرت عباسي هرشخصي مي تونه خير و صلاح ديگري رو تشخيص بده؟!!! من يكي كه توتشخيص خير وصلاح خودم خيلي وقتا مي مونم.)

حالا ببينيم كجا و درجه مواردي غیبت مجازه!


۱.دادخواهی

(مثلا ستمديده اي پيش ديگران از ستمگر در موردي كه بهش ستم شده غيبت بكنه)
۲. نهی از منکر 
۳. پرسش مشاوره در امور مهم

(از قبيل تحقيق در باره ازدواج و يا سپردن مسئوليت و....)

۴. دانشمند نمایان 

(غيبت از مدعيان دروغي و كساني كه هيچ تو چنته ندارن و ميگن عالم دهرن! براي اين كه ديگرا گولشونو نخورن و با ريسمان پوسيده شون توي چاه نيفتن)


۵. كسي كه آشكارا گناه مي كنه و به كارش زشتش افتخار مي كنه براي سالم سازي جامعه ، مثلا علني شراب مي خوره ، حق مردم رو ميكشه بالا .


البته ناگفته نمونه غیبت اين افرادتنها در همون گناهی که علني انجام میدن جايزه ، نه گناه های پوشیده.(3)
و گر نه همه كه معصوم نيستيم وگناهانی هم كم و بيش انجام ميديم ، اگر قرار باشه غیبت کسی که گناهی مرتکب شد جایز باشه، در جامعه آبرویی برای کسی باقی نمی مونه وحرمت آدما در اسلام عزيز خيلي عزيزه!

” نتیجه این که اگه شخص بی نمازی به نخوندن نماز تجاهر کند و پروایی از از این که پیش مردم بیان و بازگو بشه نداشته باشه، بازگو کردن این عیب، جایزه یا از این جهت که اينجا اصلاغيبتي صورت نگرفته چون به نوعي افراد ازش باخبرن، یا به خاطر این که این آدم گناهی رو علنا رواج میده و موجب سستی باورو اعتقاد جامعه میشه یه استثنا باشه. “

ودر این مورد غیبت می تونه اشکالی نداشته باشه مثل بیان عیب استادی كه ضعیف درس میده که اگه برای رسیدن به توافق جمعی برای انتخاب استاد اصلح و مجرب باشه خیلی هم خوبه، البته به شرط رعایت احترام و بی آبرو کردن فرد !(هزار نکته باریکتر زمو اینجاست!)

منابع:

(1)برگرفته از: نراقی ، محمد مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۹۳
(2) جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۲۲

(3)برگرفته از: بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج ‏۲، ص ۴۰۴

بیشتر بدونیم ... در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه 1390/07/15ساعت 2:44 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

شاخص دانشمند بودن!

سیمای نماز در قرآن

لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً

                                                                                                                    «نساء162»

ولى راسخان در علم از يهود و مؤمنان، به آنچه بر تو (قرآن)و آنچه پيش از تو (تورات و انجیل)نازل شده است ايمان دارند. و به ويژه برپا دارندگان نماز، و اداكنندگان زكات، و ايمان آورندگان به خدا و قيامتند. بزودى آنان را پاداش بزرگى خواهيم داد.

نکته ها:

1- در قرآن مجید در دو مورد، تعبیر «راسخون در علم» به کار رفته است، یکى در آیه 7 سوره آل عمران و دیگری در سوره نساء آیه 162.


2- معنا شناسی واژه:

براساس وجه ايجابي ، به معناي ژرف انديشي واتقان دانش وآگاهي است که درابعاد مختلف فهم آيات نقش دارد؛ اما براساس وجه سلبي از رسوخ درعلم، معناي پايبندي به علم ويقين وپرهيز از تزلزل فکري وترديد وتعدي به عرصه هاي ناپيمودني در شناخت حقايقي چون کنه ذات الهي به ذهن مي آيد.

3- مصادیق راسخون در علم:

مفهوم «راسخان درعلم» به معناي کساني که هم در بُعد سلبي هرگز از حد ّوحريم علمي تجاوز نمي کنند وهم در بُعد ايجابي درحد اعلاي علم ودانش اند وبه همه ي علوم قرآني اشراف دارند، تنها برپيشوايان معصوم قابل تطبيق است.


4- از اينكه بارها در قرآن جمله‏ ى‏ «وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ» آمده و يك بار هم عبارت‏ «مِنْ بَعْدِكَ» نيامده است، خاتميّت دين اسلام را مى‏توان فهميد.

5-در حديث آمده است: آنكه زكات نمى‏پردازد، نمازش قبول نيست. پيامبر صلى الله عليه و آله نمازگزارانى را كه زكات نپرداخته بودند، از مسجد بيرون مى‏كرد. به فرموده‏ى قرآن، نمازگزار واقعى بخيل نيست.

«إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً، إِلَّا الْمُصَلِّينَ»

پیام های آیه:

1- در انتقاد بايد انصاف داشت. در اين آيه مؤمنانِ يهود از ظالمان و حرام‏خواران آن قوم استثنا شده‏اند.

                                         «لكِنِ الرَّاسِخُونَ‏ ... مِنْهُمْ‏»

2- دانشى ارزشمند است كه ريشه ورسوخ در جان  وقلب داشته باشد.

                                     «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»

3- هدف و باورهاى مشترك مهم است، نه نژاد و قبيله و زبان.

                            «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ»

4- ايمان به همه‏ى اصول در همه‏ى اديان الهى لازم است.

                                «بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ»

5- با آنكه نماز و زكات، در همه‏ى اديان بوده است، ولى به خاطر اهمّيت آن دو جداگانه ذكر شده‏اند.

                     «بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ ...»

6- نماز از زكات جدا نيست و اهل نماز بايد اهل انفاق‏هاى مالى هم باشند.

                                     «الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ»

7- نماز جايگاه مخصوص دارد. (همه‏ى جملات آيه با واو و نون آمده‏ «الرَّاسِخُونَ‏، الْمُؤْمِنُونَ‏، الْمُؤْتُونَ»، ولى درباره نماز به جاى «مقيمون» كلمه‏ى‏ «الْمُقِيمِينَ» بكار رفته كه در زبان عربى، نشانه‏ى برجستگى آن است.)

با استفاده از تفسیرنور استاد قرائتی


+ نوشته شده درپنجشنبه 1390/06/31ساعت 9:24 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ safiresobh113 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم